شيخ ذبيح الله محلاتى

322

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

با خود مىگفت كه اگر اسباب سلطنت اين است كه كلياپتره دارد دولت روم كجا بشمار خواهد آمد روز ديگر كلياپتره با انتانى گفت كه نيكوتر از اين ضيافت آن باشد كه من در مصر از تو بنمايم روز ديگر با انتانى كوچ داده طى مراحل نمود باتفاق وارد اسكندريه شدند و كلياپتره انتانى را بمهمانى طلب فرمود بزمى چون بوستان بهشت آراسته كرد و فرمان داد تا مرواريد شاهوار حاضر كردند كه گوهرشناسان قيمت آن را پانصد هزار دينار مىدانسته‌اند پس آن گوهر را در جامى محلول ساخته‌اند و بدست ملكه مصر دادند تا بنوشيد و گوهر ديگر را فرمان داد تا براى انتانى محلول كنند انتانى گفت ضرورت داعى نيست كه يك كرور تومان مرواريد بياشامم دانستم كه كلياپتره بهتر از آن مهمانى تواند كرد بالاخره انتانى ترك مال و جاه و سلطنت گفته در حضرت كلياپتره رحل اقامت انداخت و با كلياپتره هم‌بستر شد بالاخره كار او با دولت روم منتهى بجنگ شد و چون در عشق كلياپتره سر از پا نمىشناخت نتوانست تهيه لشكر بنمايد ملك روم گفت بايد مملكت مصر جزء مملكت روم گردد چه كلياپتره با كمند طره و زره گيسو و شمشير ابرو و سنان غمزه و تير مژه در كار سلطنت رخنه انداخته و يك‌نيمه جهان را مسخر خود ساخته اگر او را امان دهم صد مثل جوليس و انتانى را عاشق خود كند و پاسبان كوى خود فرمايد آنگاه اگر خواهد روى بروم كند و نشان از اين مرزوبوم نگذارد پس بفرمود تا لشكرها درهم آوردند و بسوى انتانى شتاب گرفته‌اند از آن‌سوى چون انتانى را از عشق با خود آوردند و از كار قيصر و عزم او آگاهش ساخته‌اند ناچار براى دفع قيصر برخواست و باراضى يونان آمده بزرگان سپاه انجمن شده معروض راى انتانى داشته‌اند كه كار قيصر را بازيچه نتوان شمرد اين جنگ را با عشق‌بازى انباز نتوان ساخت تو چندان سرمست عشقى كه اگر در چشم تو همه سنان